گیاهی ترین AnzanDigital فروشگاه

مطالب مشابه

2 دیدگاه

  1. محمد

    در عملیات والفجر8 شب عملیات ماکه از گردان تخریب مامور به گردان حضرت علی اکبر(ع) بودیم شب چهاردهم ماه هوا بسیار روشن که هیچ کس فکرش و نمیکرد در این هوای روشن عملیاتی انجام شود که همه بچه ها در همین فکر بودند درصورت شروع عملیات بچه ها قتل وعام خواهند شد که چند دقیقه مانده بود به شروع عملیات که شاهد یک توده ابر سیاه بالای منطقه ای عملیات شدیم و باعث رعدوبرق وشروع به بارش باران شدید شد در صورتی که به اطرافمان نگاه میکردیم هوا صاف و ستارها را مشاهده میکردیم به هر حال عملیات اغاز شد وبچه ها وارد جزیره امرصاص شدیم و عملیات با موفقیت به اتمام رسید بعدار اینکه به خرمشهر امدیم یک نفر از بچه های مهندسی که همشهری ما واهل دل هم بود به من گفت ان شب میدونی چرا باران امد گفتم چی شده گفت ان شب حاج عبدالله خیلی نگران بچه بود رازونیازمیکرد و از خداوند متعال تقاضای بارش باران کرد و خداوند دعای حاج عبدالله را مورد قبول قرار داد تا رزمندگان اسلام با کمترین تلفات وارد جزیره شوند . انشاالله بتوانیم راهشان را ادامه دهیم.

    پاسخ
  2. محمد

    با سلام وعرض خسته نباشید بنده یکی از نیروهای شهید بزرگوار بودم باور کنید بعد از چند سال از شهادت این عزیز بنده هر روز به یاد این عزیز منش و کردار واخلاص وتوکل به خدای ان هیچ وقت فراموش شدنی نیست باشد که خداوند متعال ما را با این شهید عزیز مهشور فرماید . در اینده خاطرات خود را در مورد این شهید خواهم نوشت .

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمای حقوق برای این سایت محفوظ است.کپی برداری فقط با ذکر به منبع مطلب مجاز می باشد.

Powered by keepvid themefull earn money