خانه » سرگرمي » دانستني ها » بيشتر بدانيم » تعریف دین از منظر دانشمندان اسلامی و غیر اسلامی

تعریف دین از منظر دانشمندان اسلامی و غیر اسلامی

life style تعريف دين از منظر دانشمندان اسلامی و غیر اسلامی

تعریف دین از نظر دانشمندان اسلامی

واژه «دین‏» در لغت‏به معانى گوناگونى از جمله; جزا، اطاعت، قهر و غلبه، عادت، انقیاد، خضوع، پیروى و مانند آنها آمده است. در قرآن کریم نیز آیاتى وجود دارد که از آنها، معناى جزا، شریعت و قانون، طاعت و بندگى استنباط مى ‏شود. همین موارد استعمال واژه «دین‏» در قرآن مى‏تواند به عنوان راهى براى شناسایى و به دست آوردن تعریف دین از دیدگاه اسلام و دانشمندان اسلامی شمرده شود. با این دقت، در خواهیم یافت که «دین عبارت است از اطاعت، گرایش، فرمانبردارى و تسلیم در برابر حقیقت‏» که در این صورت، با معانى لغوى نیز سازگارى بسیارى وجود خواهد داشت.

البته مراد این دانشمندان از دین، دین وحیانى و الهى است نه هر چه که نام‏ دین بر او نهاده مى‏شود. ومنظور آنها دین بشرى و ادیانى‏که ساخته انسان است و ریشه در نیازهاى آدمى دارد، نمی باشد. و منظور آنها دینی نیست که بر پایه بت پرستى ‏یا اعتقاد به نیروهاى جادویى و مانند آن باشد. بلکه منظور آنها از دین ادیانى است که ریشه در غیب دارند و پایه و اساس آنها بر وحى و پیام الهى استوار است، و انسان نه‏سازنده دین بلکه دریافت کننده پیام الهى است که باید به آن‏اعتقاد پیدا کرده و به محتواى وحى ملتزم شده و سلوک فردى واجتماعى خود را بر آن اساس تنظیم کند.

علامه طباطبایى در تفسیر المیزان مى‏نویسد: «لایدینون دین الحق، اى لایطیعون: از دین حق پیروى نمى‏نمایند و به آن گرایش ندارند و یا آن را دین حق تلقى نمى‏کنند (اى لا یاخذونه) علامه با بیان اینکه دین تنها به نیایش و ستایش خدا نپرداخته، بلکه برای کلیه شئون فردی و اجتماعی انسان دستورهایی جامع و مقرراتی مخصوص وضع نموده است، می گوید: دین، عقاید و یک سلسله دستورهای عملی و اخلاقی است که پیامبران از طرف خداوند برای راهنمایی و هدایت بشر آورده اند، اعتقاد به این عقایدو انجام این دستورها، سبب سعادت و خوشبختی انسان در دو جهان است.

ایشان در تفسیر المیزان بعد از غیر تقلیدی دانستن پیروی از دین می‌نویسد: دین مجموعه ای از معارف مربوط به مبدأ و معاد و قوانین اجتماعی ، از عبادات و معاملات که از طریق وحی و نبوت به بشر رسیده، نبوتی که صدقش با برهان ثابت شده و نیز مجموعه از اخبار که مخبر صادق ازآن خبر داده، مخبری که باز صادق بودنش به برهان ثابت شده است . در جا دیگر می نویسد:دین نظام عملى مبتنى بر اعتقاد است که مقصود از اعتقاد در این مورد تنها علم نظرى نیست; زیرا علم نظرى به تنهایى مستلزم عمل نیست، بلکه مقصود از اعتقاد، علم به وجوب پیروى بر طبق مقتضاى علم قطعى است . با توجه به غایت و هدف دین در المیزان نیز ذیل آیه‏۲۷ سوره روم مى‏خوانیم: «لیس الدین الا سنه الحیاه و السبیل التى یجب على الانسان ان یسلکها حتى یسعد فى حیاته فلا غایه للانسان یتبعها الالسعاده‏» ترجمه: دین جز قانون زندگى و راهى که انسان باید براى رسیدن به سعادت بپیماید، نیست و هدف نهایى انسان همان رسیدن به سعادت است. (تاریخ جامع ادیان، تص‏۷۹ و ۸۱)

و در همین کتاب در جای دیگر در تعریف دین می نویشد:«دین روش مخصوصى است در زندگى که صلاح دنیا را به طورى که موافق کمال اخروى و حیات دایمى حقیقى باشد تامین مى‏نماید. پس در شریعت‏باید قانون‏هایى وجود داشته باشد که روش زندگانى را به اندازه احتیاج، روشن سازد.» (تفسیر المیزان ج ۲، ص ۱۸۲) همچنین در تلخیصى از کلام علامه طباطبائى چنین آمده است که: «دین نظام عملى مبتنى بر اعتقاد است که مقصود از اعتقاد در این مورد تنها علم نظرى نیست (هر چند علم نظرى براى آن نیز ضرورت دارد); زیرا علم نظرى به تنهایى مستلزم عمل نیست، بلکه مقصود از اعتقاد، علم به وجوب پیروى بر طبق مقتضاى علم قطعى است.» (تفسیر المیزان، ج ۱۵، ص ۸)

استاد مطهری رحمه الله علیه می‌نویسد: اصول مکتب انبیاء که دین نامیده می‌شود یکی بوده است و آن اسلام است و اسلام نام دین خداست، که یگانه است، همه پیامبران برای آن مبعوث شده‌اند و به آن دعوت نموده اند.

آیه الله جوادى آملى می نویسد: دین مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتى است که براى اداره امور جامعه انسانى و پرورش انسانها باشد. ومی نویسد: دین مجموعه عقاید و قوانین و مقرراتى است که هم به اصول فکرى بشر نظردارد و هم در باره اصول گرایشى وى سخن مى‏گوید و هم اخلاق و شئون‏زندگى او را تحت پوشش قرار مى‏دهد و به دیگر سخن، دین مجموعه‏ عقاید و اخلاق و قوانین و مقرراتى است که براى اداره جامعه‏انسانى و پرورش انسان‏ها در اختیار انسان قرار دارد. با توجه به این تعریف روشن مى‏گردد ، دینى که مبتنى بر وحى است‏از بخشهاى گوناگون تشکیل مى‏شود: یک بخش آن عقاید است ‏یعنى حقایق‏و واقعیاتى که باور و اعتقاد به آنها از مسلمانان خواسته شده‏است مانند خدا، وجود قیامت و معاد، نبوت و بهشت و دوزخ و امثال‏آن‏ها. بخش دیگر آن اخلاقیات است ‏یعنى تعالیمى که فضائل و رذایل‏اخلاقى را به انسان شناسانده و راه تهذیب نفس از رذایل و تخلق‏ به فضائل را به وى ارائه داده است. بخش دیگر آن شریعت و مناسک و احکام و مقررات است که چگونگى‏تنظیم روابط اجتماعى حقوقى و مدنى و سلوک اجتماعى و کیفیت‏روابط اقتصادى و سیاسى و نظامى در این بخش قرار مى‏گیرد( ماهنامه پاسدار اسلام شماره ۲۲۳، مقاله انسان و دین ).

ایشان در کتاب انتظار بشر از دین در تعریف دین می نویسد: مراد ازدین مکتبی است که از مجموعه عقاید، اخلاق و قوانین ومقررات اجرائی تشکیل شده است وهدف آن، راهنمائی انسان برای سعادتمندی است. دین به این معنا بردو قسم است : دین بشری ودین الهی .دین بشری ، مجموعه عقاید ،اخلاق و قوانین ومقرراتی است که بشر با فکر خود وبرای خویش تدوین و وضع کرده است. ازاین رو ،این دین در راستای همان خواسته ها،انتظارات اورا برآورده می سازد واسیر هوس وابزار دست همان انسان است و انسان به گونه ای آن را تنظیم نموده که تمام قوانین ومقرراتش به سود اوباشد وچیزی را بر او تحمیل نکند.(انتظار بشر از دین ، ص۲۴ ).
همچنین وی در کتاب شریعت در آینه معرفت در معناى اصطلاحى «دین‏» چنین آورده است: «دین مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتى است که براى اداره امور جامعه انسانى و پرورش انسانها باشد.» ( شریعت در آینه معرفت، ص‏۹۳ – ۹۵). در قسمت دیگرى از این کتاب (ص‏۱۵۷) آمده است: «…با اثبات دین به عنوان مجموعه قوانین و مقررات ثابتى که مبین انسان و جهان و پیوند میان آن دو است، نقش دین نسبت‏به جمیع معارف و علوم آشکار مى‏گردد».

استاد محمدتقى مصباح یزدی در تعریف دین می آورد: دین به معناى اعتقاد به آفریننده اى براى جهان و انسان، و دستورات عملى متناسب با این عقاید مى باشد از اینروى، کسانى که مطلقاً معتقد به آفریننده اى نیستند و پیدایش پدیده هاى جهان را تصادفى، و یا صرفاً معلول فعل و انفعالات مادى و طبیعى مى دانند (بى دین) نامیده مى شوند. اما کسانى که معتقد به آفریننده اى براى جهان هستند هر چند عقاید و مراسم دینى ایشان، توام با انحرافات و خرافات باشد (با دین) شمرده مى شوند. و بر این اساس، ادیان موجود در میان انسانها به حق و باطل، تقسیم مى شوند، و دین حق عبارتست از ; آیینى که داراى عقاید درست و مطابق با واقع بوده، رفتارهایى را مورد توصیه و تاکید قرار دهد که از ضمانت کافى براى صحت و اعتبار، برخوردار باشند.هر دینى دست کم از دو بخش، تشکیل مى گردد: ۱ـ اصول دین : عقیده یا عقایدى که حکم پایه و اساس و ریشه آن را دارد. ۲ـ فروع دین: دستورات عملى که متناسب با آن پایه یا پایه هاى عقیدتى و برخاسته از آنها باشد.بنابراین، کاملاً بجاست که بخش عقاید در هر دینى (اصول)، و بخش احکام عملى (فروع) آن دین نامیده مى شود چنانکه دانشمندان اسلامى، این دو اصطلاح را در مورد عقاید و احکام اسلامى بکار برده اند . ادیان توحیدى که همان ادیان آسمانى و حقیقى هستند داراى سه اصل کلى مشترک مى باشند: اعتقاد به خداى یگانه، اعتقاد به زندگى ابدى براى هر فردى از انسان در عالم آخرت و دریافت پاداش و کیفر اعمالى که در این جهان انجام داده است، و اعتقاد به بعثت پیامبران از طرف خداى متعال براى هدایت بشر بسوى کمال نهائى و سعادت دنیا و آخرت. ( محمد تقى، مصباح یزدى، آموزش عقاید، ج ۱، ص ۳۳ ـ ۲۸ )

ایشان در کتاب ایدئولوژى تطبیقى در تعریف دین می نویسد: «کلمه دین به مجموعه‏اى از عقاید، اخلاقیات، احکام و قوانین فردى و اجتماعى اطلاق مى‏شود و ادیان آسمانى آیین‏هایى هستند که از طرف خداى متعال به پیغمبران وحى شده‏اند.» (ایدئولوژى تطبیقى، ص‏۱۳) . همچنین در کتاب آموزش عقاید دین را اینگونه تعریف نموده است: «دین برابر است‏با اعتقاد به آفریننده‏اى براى جهان و انسان و دستورات عملى متناسب با این عقاید.» (آموزش عقاید، ج ۱، ص ۲۸)

در برخی از تعاریف دانشمندان اسلامی غایت و اهداف دین مد نظر بوده است; مانند آنچه در دائره‏المعارف الاسلامیه آمده است که: «الدین وضع الهى سائق لذوى العقول باختیارهم ایاه الى الصلاح فى الحال و الفلاح فى المال‏»ترجمه: دین وضعى است الهى که صاحبان خود را به سوى رستگارى در این دنیا و حسن عاقبت در آخرت سوق مى‏دهد. (تاریخ جامع ادیان، ص‏۷۹ و ۸۱)

از جرجانى نیز نقل کرده‏اند که: «الدین وضع الهى یدعوا اصحاب العقول الى قبول ماهو عند الرسول(ص)» ترجمه: دین قانون و قرارداد الهى است که خردمندان را به سوى قبول آنچه در نزد رسول‏صلى الله علیه وآله وسلم است، فرامى‏خواند. (تاریخ جامع ادیان، تص‏۷۹ و ۸۱) دانشمند گرامی فضل الله کمپانی می‌گوید : دین به معنای وسیع آن عبارتست از شناختن خدا و دانستن وظایف آدمی در برابر او و انجام آنها و دانستن تکلیف شخص نسبت به وجود خود و همنوعان خود و همچنین نسبت به حیوانات و بلکه سایر موجودات و همه اینها از غریزه فطری انسان سرچشمه می‌گیرد.بنابراین دین شامل تکالیف ثلاثه می‌شود یعنی تکالیف الهی که شامل تکالیف نظری و عملی است که تکالیف نظری همان اصول اعتقادات است و تکالیف عملی همان عبادات می‌باشد، تکالیف اجتماعی که مبتنی بر تکالیف حقوقی و اخلاقی است. تکالیف فردی که شامل تکالیف جسمی و روحی است .

• مولانا جلال الدین رومی می فرماید :

چون ز خود رستی همه برهان شدی چون که گفتی بنده ام سلطان شدی

• علامه اقبال لاهوری در تعریف دین می‌نویسد:

چیست دین برخاستن از روی خاک تا که آگه گردد از خود جان پاک

تعریف دین از نظر دانشمندان غربی

دانشمندان غربی نیز تعاریف گوناگونی رابرای دین‌ارائه کرده اندو هر کدام بر جنبه خاصی تأکید نموده اند، به خصوص جامعه شناسان تعاریف کثیری را از دین ارائه نموده اند که درباره تعاریف این جامعه‏شناسان و صاحب ‏نظران علوم اجتماعى اختلاف نظر بسیاری مشاهده مى‏شود، این تعاریف را می توان تحت عنوان موضوعات زیر بررسی نمود:

تعاریف جامعه‏شناختى دین

اینها تعاریفى هستند که جنبه‏هاى «جامعه‏شناختى‏» با وضوح بیشترى در آنها انعکاس یافته و بر مبناى دیدگاه‏هاى جامعه‏شناختى به موضوع نظر مى‏کنند. به عنوان نمونه، در کتاب فرهنگ جامعه‏شناسى تحت عنوان «دین و مذهب‏» توضیحات روشنگرى آمده است: «در جامعه‏شناسى مجازا دو تلقى در مورد تعریف دین وجود دارد: اولى به پیروى از ا. دورکیم (۱۹۱۲)، آن را از نقطه نظر آثار و وظایف اجتماعى‏اش چنین تعریف مى‏کند: دین دستگاهى از باورها و آداب است، در رابطه با مقدساتى که مردم را به صورت گروه‏هاى اجتماعى به یکدیگر پیوند مى‏دهد. در معنى کردن دین با این تلقى، بعضى از جامعه‏شناسان مفهوم آن را بسط داده و دین را در برگیرنده ملیت‏گرایى نیز به حساب آورده‏اند. نظرگاه ذکر شده، بدین عنوان که بیش از اندازه شاملیت دارد مورد انتقاد قرار گرفته است; چرا که تقریبا هرگونه فعالیت همگانى مثلا مسابقات بیس‏بال هم مى‏تواند اثرات وحدت‏بخش بر گروه‏هاى اجتماعى داشته باشد.»

از همین جامعه‏شناس فرانسوى تعریف مشابه دیگرى نقل شده است: «دین نظام وحدت یافته‏اى است از اعتقادات و اعمال مربوط به اشیاى مقدس یعنى اشیایى که مجزا شده و تحریم گردیده‏اند اعتقادات و اعمالى که همه گروندگان را در جمعیت اخلاقى واحدى، که معبد نامیده مى‏شود، وحدت مى‏بخشد.» چنین نگرشى به دین، که همراه با پیدایش رشته‏هاى جامعه‏شناسى و مردم‏شناسى بود، سبب ورود عوامل اجتماعى، اقتصادى، تاریخى و فرهنگى در تعریف‏سازى شد و همان‏گونه که در دایره‏المعارف دین اشاره شده، «در واقع، بعضى از طرفداران این رشته‏هاى علمى، به تصریح یا تلویح برآنند که تعریف و ماهیت دین از تحلیل ساختارهاى دینى حاصل مى‏گردد.»

توجه به نظرات «فویر باخ‏» نیز در این مورد مى‏تواند گویا باشد. او مذهب را نوعى از خود بیگانگى دانسته و معتقد بود پیشرفت و گسترش شناخت انسان و بازگشت انسان به خود جبرا باعث منتفى شدن مذهب مى‏گردد و بر این مبنا، در تحلیلى که از مذهب ارائه مى‏کرد، آن را مولود فعل و انفعالات جامعه و در واقع، ناشى از حالت از خود بیگانگى انسان نسبت‏به خود مى‏دانست. در این راستا مى‏توان به تعاریف دیگرى از همین متفکران (غربى) اشاره کرد; از جمله میر چا الیاده می نویسد::«دین، لغتا یعنى همبستگى و در اصل، دلالت‏بر یک سلسله دغدغه دارد که صاحبان آنها را به یکدیگر پیوند مى‏دهد و بین آنها همبستگى نزدیک پدید مى‏آورد.» یا تعاریفى که بر مبناى انگیزه‏هاى مؤکد بر یک رفتار دینى استوار است: «دین عبارت است از جستجوى جمعى براى یک زندگى کاملا رضایتمندانه.» تعاریف دیگرى را نیز مى‏توان جزو دیدگاه جامعه‏شناختى جدید نسبت‏به دین قرار داد با این وجه تمایز که نقش و تاثیر فرهنگ و الگوهاى رفتارى در آنها به گونه‏اى چشمگیر وجود دارد. از این نمونه به آنچه در مقاله «دین‏» در دایره‏المعارف دین آمده است، اشاره مى‏کنیم: «دین عبارت است از سازمان‏یابى حیات بر محور ابعاد عمقى تجربه که بر طبق فرهنگ محیط، از نظر صورت، کمال و روشنى فرق مى‏کند.»

تعاریف نظرى دین

این تعاریف مربوط به دیدگاه‏هاى نظرى و مفهومى نسبت‏به «دین‏» مى‏باشد که بعضا وجوه تشابهى با برخى از تعاریف متکلمان دارد که پیش‏تر نیز بدان اشاره شد. در این دیدگاه‏ها غالبا ابعاد اعتقادى و معرفتى دین مبناى تحلیل قرار گرفته‏اند. در دایره‏المعارف دین آمده است که گاهى بعضى تعریف‏هاى غرب‏پسند دین را با مجموعه اعتقادات، بخصوص اعتقاد به موجود متعالى، برابر گرفته‏اند. ماکس مولر خاورشناس و دین‏شناس آلمانى گفته است: «دین کوششى است‏براى درک آنچه درک نشدنى است و بیان آنچه غیر قابل تقدیر است.» او با تاکید بر جنبه عقلانى مى‏گوید: «دین یک قوه و یا تمایل فکرى است که مستقل از و نه على‏رغم حس و عقل، بشر را قادر مى‏سازد که بى‏نهایت را تحت اسامى و اشکال گوناگون درک نماید.» هربرت اسپنر، محقق انگلیسى، مانند اگوست کنت فرانسوى، که پدیده‏هاى دینى را بر اساس حالات روانى، لغزش‏هاى فکرى و تحول زندگى اجتماعى تبیین مى‏کند، دین را وسیله‏اى براى توضیح راز جهان دانسته است. بعضى نیز گفته‏اند: «دین عبارت از تبیین احساسات قلبى انسان است.»

در همین رابطه، مى‏توان به تعریف دیگرى از ماکس وبر و بعضى دیگر اشاره داشت که دین را به عنوان «هر مجموعه مفروضى از پاسخ‏هاى محکم و منسجم به معماهاى هستى بشر – مانند تولد، ناخوشى یا مرگ که معنایى براى جهان و زندگى به وجود مى‏آورند، تعریف مى‏کند. در تعریف دیگرى نیز از دایره‏المعارف دین، در تمایز مفهومى «دین‏» و «اخلاق‏»، دین را متضمن اعتقادات، جهت‏گیرى‏ها و اعمالى دانسته است که بشر را به عوامل فوق طبیعى یا حقایق مقدس و متعالى مربوط مى‏سازد. دین به امرى مى‏پردازد که آن را مساله تفسیرپذیرى خوانده‏اند که خود شامل پرسش‏هاى همیشگى در مورد حقیقت نهایى و هدف جهان طبیعى و نیز معناى مرگ و رنج است. در نهایت، باید تعاریفى را هم که بر مبناى دیدگاه نظرى و مفهومى، بر جنبه‏هاى اجتماعى دین تاکید دارند جزو این دسته جاى داد; از جمله، تعابیرى که دین را برابر با آگاهى به متعالى‏ترین ارزش‏هاى اجتماعى قلمداد کرده‏اند.

تعاریف شهودی دین

این تعاریف تحلیل‏هایى است که از منظر یک دیدگاه شهودى و عاطفى به موضوع «دین‏» نگریسته و سایر ابعاد آن را در سایه این مبنا مورد توجه قرار داده است. ایمان، شهود و احساس به عنوان شاخه‏هاى اصلى، در این دیدگاه‏ها شناخته مى‏شود. ادوارد بی تایلر انگلیسى «دین‏» را ایمان به موجودات روحانى دانسته است.
جیمز فریزر نیز در کتاب شاخه‏هاى طلایى، «دین‏» را عبارت از ایمان به قواى مافوق بشرى تلقى مى‏کند. به این ترتیب، مى‏توان گفت که در این بینش‏ها برخلاف دیدگاه نظرى و مفهومى، ریشه دین در «احساس‏» نهاده مى‏شود و به آن موضوعیت پیدا مى‏کند، نه در عقل و قواى تعقلى. تحقیق آلمانها در زمینه تاریخ ادیان و علوم فرهنگى، شیوه‏هایى از مفهوم‏سازى دین به وجود آورده است که از رهیافت تنگ میدان و شناختارى صرف کنت، اسپنسر و ا.ب.تیلور بسى فراتر مى‏رود. فریدریش شلایر ماخر تاکید ورزیده است که دین ریشه در احساس دارد، نه در عقل. در نتیجه، دین باید چیزى فراتر از کوشش ابتدایى در به دست آوردن تصورى از جهان باشد.

در بخشى از مقاله «دین‏»، پس از اشاره به انتقاد منتقدان غربى از تعاریف مفهومى و نظرى محض نسبت‏به دین به این نکته اشاره شده است که: «در اواخر قرن هیجدهم کوششى به عمل آمد که تاکید را در تعریف دین از دیدگاه مفهومى بردارند و بر دیدگاه شهودى و عاطفى بگذارند. فریدریش شلایر ماخر آن را به احساس اتکاى مطلق توصیف کرده است. مرادش از اتکاى مطلق، چیزى است در تقابل با سایر احساس اتکاهاى نسبى و جزئى. از آن زمان به بعد، کسانى بوده‏اند که کوشیده‏اند از تعریف‏هاى صورى و نظرى محض بگریزند و عوامل تجربى، عاطفى، شهودى و همچنین عوامل ارزش‏گذارانه و اخلاقى را به حساب آورند.»
در تعاریف دیگرى از همین دیدگاه، بر جنبه‏هاى پرستشى دین یا فرایند ایده‏آل‏سازى متعالى تاکید مى‏گردد: آلن منزیس در تاریخ ادیان، «دین‏» را پرستش قدرتهاى بالا به دلیل نیاز دانسته است و پرفسور استراتون در روان‏شناسى حیات دینى، «دین‏» را کل تمایل بشر نسبت‏به آنچه در نظر او بهترین و یا عظیم‏ترین جلوه را دارد، تعبیر مى‏کند. در تعریف دیگرى، «دین‏» به معناى زندگى بشر در روابط فوق بشرى‏اش مى‏باشد; یعنى رابطه او با قدرتى که او بدان احساس وابستگى مى‏کند.

تعاریف روان‏شناختى دین

این تعاریف را می توان تعاریفى دانست که بر بنیان اصول و قواعد دیدگاه‏هاى روان‏شناختى به تحلیل دین و پدیده‏هاى دینى مى‏پردازد. دایره‏المعارف دین پس از ذکر تاثیر نگرش‏هاى جامعه‏شناسى در تعریف‏سازى از دین، درباره تاثیر دیدگاه‏هاى روان‏شناسى به این نکته اشاره مى‏کند که در این منظر، به جاى برداشت‏هایى که بر جنبه‏هاى فکرى، عقلى و اجتماعى تاکید دارند، به برداشت‏هایى که بر تجربه درونى تاکید مى‏ورزند، تکیه مى‏شود.) در این نوع تعاریف، تاکید بر امور فردى، منافع شخصى و جنبه‏هاى اخلاقى بیش از هر امر دیگرى کاملا مشهود است. پروفسور ویلیام جیمز در «انواع تجربه دینى‏»، «دین‏» را به معناى احساسات، اعمال و تجربیات هر یک از افراد بشر در خلوت خودشان دانسته است و آلبرت رویه، یکى از مورخان ادیان، «دین‏» را بیش از هر چیز مبتنى بر نیاز بشر در پى بردن به یک ترکیب هماهنگ بین سرنوشت‏خودش و عوامل مؤثر مخالف در جهان مى‏داند. مایتو آرنولد نیز «دین‏» را به عنوان اخلاقى که در تماس با احساس قرار گرفته، تعریف کرده است. رابرت هیوم گفته است: «از دیدگاه روان‏شناسى، دین بعضا یک فعالیت فکرى، احساس و یک عمل ارادى است‏» و سپس دین را چیزى بیش از یک تجربه ذهنى صرف مى‏داند. در تعریفى که خود او از دین ارائه داده، گرچه سعى شده تا به بعضى از جنبه‏ها توجه کند،لکن بعید است‏بتوان آن را از دیدگاه مذکور و بخصوص قلمرو محور بودن روابط فردى خارج دانست. او مى‏گوید: «دین به عبارت ساده، آن جنبه از تجربیات و از جمله، افکار، احساسات و فعالیت‏هاى یک فرد است که به وسیله آن، کوشش مى‏کند در ارتباط با آنچه خود، مقدس و الهى مى‏شمارد، زندگى کند.

البته در این دسته، بعضا تعاریفى نیز دیده مى‏شود که از موضع نفى و انکار، همه ادیان را محکوم و آنها را محصول تخیلات موهوم، تعصب، افکار موروثى و یا جهل تلقى مى‏کند. دین در نزد این افراد با تعابیرى مانند «یک ترس مبهم از قواى نامرئى‏» و یا «فرزند وحشت و هراس‏» تعریف مى‏شود. تحلیل‏هایى که زیگموند فروید درباره دین ارائه داده است در ردیف همین دیدگاه‏ها قرار دارد. تحلیل اساطیرى وحى را نیز مى‏توان یکى دیگر از این موارد به حساب آورد. غالب این تعاریف بر اساس مبانى و پیش‏فرض‏هاى پذیرفته شده در علوم انسانى و اجتماعى و بویژه، جامعه‏شناسى و روان‏شناسى، به مطالعه پدیده‏هاى دینى مى‏پردازند . علاوه بر آن، هر یک از این تعاریف وجوه و ابعاد خاصى از دین را مورد توجه قرار داده و بدین ترتیب، از جامعیت لازم برخوردار نیست. در نهایت، باید گفت: عموم تعاریف یاد شده، تبیین و تحلیل جامع و مانعى از ماهیت و محتواى دین به دست نمى‏دهند، بلکه با اغماض از اظهار نظرهاى نادرست‏یا توهمى، تنها بخشى از ابعاد و جنبه‏هاى گوناگون دین و ویژگى‏هاى مؤثر آن را مورد بررسى و توجه قرار داده‏اند و از همین جهت نیز شایسته نقد و ارزیابى خواهند بود.

۱- علامه طباطبایی ، خلاصه تعالیم اسلام، ص ۴

۲- شیعه دراسلام ص ۴۱

۳- ترجمه تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۶۴

۴- درآمدی بر روش شناسی مسأله نسبت علم و دین ، ص ۵

۵- مقاله دین در بستر دیدگاه‏ها ، نوشته سید حسین حسینى، برخی منابع مقاله:

آبرکرومبى،نیکلاس ، جامعه‏شناسى، ترجمه حسن پویان، ص ۳۲۰ ، دورکیم ،امی

QR:  تعریف دین از منظر دانشمندان اسلامی و غیر اسلامیدسترسی سریع به این مطلب:
http://www.yordfun.ir/?p=42991
گزارش این مطلب

همچنين بخوانيد:

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>